اگر صادقانه قصد خدمت داريد با برنامه بياييد


بيش از سه دهه از پيروزي انقلابي مي‌گذرد که باز گرداندن حقوق از دست رفته اقشار مختلف مردم به ويژه روستائيان و دهقانان توسط ملاکان و خان‌هاي تازيانه به دست و صاحبان قدرت وابسته به نظام شاهنشاهي يکي از اهداف اصلي آن به شمار مي‌رفت. ناب بودن يک نظام و رو به جلو بودن تحقق وعده‌هاي چنين نظامي ازنظر مردم به ويژه و صد البته از نظرنسلي که رژيم وابسته گذشته را بعينه درک نکرده اند مشخص نخواهد شد مگر آنکه مقايسه‌اي صورت گيرد ميان اوضاع آن موقع با شرايط امروز. از دل اين مقايسه‌هاست که مي‌توان به حقانيت يک نظام و حتي يک مکتب و تفکر پي برد. والا تمام زحمات ، تلاش‌ها و حماسه‌هايي که در اين مدت پس از پيروزي انقلاب براي اعتلاي کشور و برقراري عدالت کشيده شده است ،رفته رفته در ميان توقعات روزافزون نسل‌ها که اطلاعات کمتري نسبت به گذشته دارند کمرنگ شده و از يادها و خاطره‌ها مي‌رود و نتيجه منفي خواهد داد، يعني شائبه کم کاري مسئولان و مديران اجرايي کشور را در ذهن‌ها ايجاد خواهد کرد. لذا بد نيست با توجه به اينکه در آستانه چهارمين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا هستيم گريزي بزنيم به گذشته اداره روستاها درعصر رژيم ستمشاهي و مقايسه اي داشته باشيم با وضعيت شوراهاي شهرو روستا درعصر امروز.در ادوار گذشته "کدخدا" يا به تعبير ديگر "کلانتر" درراس قدرت روستاها قرار داشت. حدود اختيارات و قدرت او متناسب با شرايط، متغير بود. اين عنصرمديريتي به تبع اين شرايط و به دلايل مختلف ازجمله نفوذ در حاکميت در مقايسه با ساير مردم از رفاه بيشتري برخوردار بود. کدخدا عنصري محافظه کاربود و خصيصه فرصت طلبي شگرد کارش بود، زيرا از يک طرف بايد جوابگوي عوامل قدرت نظير خان‌ها ، ملاکين يا دولتي‌ها و تضمين کننده منافع آن‌ها مي‌بود و از سوي ديگربه تناسب موقعيتش و مسئوليتي که برعهده داشت بايد اعتماد و حمايت بي چون و چراي مردم را هم در دست مي‌داشت. درواقع "کدخدا" واسطه بين روستائيان و عوامل قدرت محسوب مي‌شد اما واسطه‌اي که اغلب براي او رضايت روستاييان و جماعت رعيت ملاک عمل و مهم نبود. اغلب حقوق واقعي رعيت توسط کدخدا به او داده نشد و هيچ اربابي و ملاکي و عنصر دولتي هم نبود که کداخدا به خاطر ظلم‌هايش او را مورد مواخذه قراردهد!!.
درهر حال قدرت روزافزون کدخدا و ماحصل عملکرد او هميشه به زيان روستائيان بود، درحالي که اگر همين کدخدا به سه وظيفه از ده‌ها وظيفه‌اي که برعهده داشت به عنوان وظايف ذاتي خود عمل مي‌کرد و به آن‌ها همت مي‌گماشت بي شک مردم با اندک توجهي به آداب همسايگي و رعايت اصول اخلاقي اسلام و دخالت دادن ريش سفيدان و روحانيان در امور خود بر مشکلات فائق مي‌آمدند. کيست که نداند همکاري جدي کدخدا در ايجاد شرکت‌هاي تعاوني روستايي و کارهاي عمراني مانند احداث جاده و خانه بهداشت و جلوگيري از زورگويي بي حد و حصر بزرگ ملاکان و خان‌ها به روستائيان از اساسي‌ترين اقدامات رفاهي براي مردم به حساب مي‌آمد.
محمد رضا پهلوي در پي‌افزايش نارضايتي‌ها ازخان وخان بازي و به ستوه آمدن توده‌هاي مردمي از ظلم‌هايي که به اقشار ضعيف جامعه به ويژه روستائيان و دهقانان زحمتکش روا داشته مي‌شد، براي سوار شدن بر موج اعتراضات و اقدام به اجراي قانوني کرد که براساس آن بايد اصلاحاتي در تقسيم اراضي براي محدود کردن قدرت خان و کدخدا صورت مي‌گرفت اما همان طورکه مشاهده شد اين حرکت ظاهري نه تنها نتوانست جبران کننده خسارت‌هايي باشد که درطول عمر اين حکومت منحوس به بخش کشاورزي و قشر عظيم محروم جامعه شهري و روستايي وارد شده بود بلکه مشکلات ساختاري جديدي را در جهت انهدام کشاورزي کشور به وجود آورد .
پس از سرنگوني نظام پادشاهي و روي کار آمدن نظام جمهوري اسلامي دگرگوني همه جانبه اي در جامعه روستائي و عشايري از نظر ساختاري بوجود آمد. اين امر باعث تغيير شيوه اداره روستاها شد و سرانجام مديريت کدخدائي منحل گرديد. بعد از استقرار نظام اسلامي بر اساس آموزه‌هاي ديني و آيه شريفه " و امرهم شورا بينهم" در تاريخ 9/2/58 يعني در کمتر از 3 ماه پس از پيروزي انقلاب با فرمان مستقيم امام(رضوان اله عليه ) به شوراي انقلاب توصيه شد که آئين‌نامه اجرايي شوراهاي اسلامي را به دور از "هياهوهاي سياسي" مرسوم (لطفا به اين نکته توجه داشته باشيد!)تدوين و زمينه را براي تحقق اصل حضور و مشارکت مردم در عرصه تصميم‌گيري فراهم کنند. اين مسئله از نظر امام به قدري اهميت داشت که 7 اصل از قانون اساسي را به خود اختصاص داد.
شوراهاي شهر و روستا از نظر امام به‌عنوان يکي از نهاد‌هاي بسيار مهم مشارکت مردمي، از اولويت‌هاي حقوقي مردم هر جامعه تلقي مي‌شد، قطعا به همين خاطر بود که بعدها رهبرمعظم انقلاب نيز به دفعات براهميت اين نهاد مردمي پاي فشرد و بر"ريشه" بودن شوراها درراستاي توسعه و ترقي روزافزون کشور تاکيد فرمودند.
رهبرمعظم انقلاب معتقدند، بدون شورا امکان حل کامل و اساسي مشکلات وجود ندارد. ايشان نيز مانند رهبرفقيد انقلاب، سياسي شدن و حزبي شدن شوراها را سم مهلکي برپيکره اين نهاد نوپاي مردمي و برخاسته از ميان مردم دانسته‌اند و مردم و داوطبان ورود به اين عرصه را از هرگونه ورود به مسائل تنش‌زاي سياسي برحذرداشته‌اند.
چرا چراغ شوراها بيست سال خاموش ماند ؟!
پنج ماه پس از صدور اين فرمان تاريخي از سوي امام(ره) اولين دوره انتخابات فراگير شوراهاي شهر و روستا در بسياري از مناطق کشور با حضور چشمگير مردم برگزار شد و اولين نمايندگان مردم با رويکرد اسلامي زمام امور اداره شهر‌ها و روستاها را برعهده گرفتند. اما متاسفانه به‌دليل نقص قوانين موجود و کافي نبودن تجربه لازم دولتمردان و به دلايل عديده ديگري از جمله ورود مسائل سياسي در اين حوزه که امام از آن برحذر داشته بودند ، شوراها نتوانستند جايگاه واقعي درخورتوجه و قانوني را به‌دست آورند ولذا نه تنها مدت‌ها از رونق افتادند، بلکه برگزاري دوره‌هاي پس از آن نيز تا حدود 20 سال در پس امور جاري کشور در حاشيه قرار گرفتند واين اصل مهم قانون اساسي سال‌ها مغفول ماند! تا اينکه مجلس با اصلاح قانون شوراها، قانوني مشتمل بر 94 ماده و 51 تبصره در 5 فصل تصويب و براي اجرا، آن را به دولت وقت ابلاغ کرد. گرچه با ابلاغ اين قانون زمينه براي احياي مجدد شوراها فراهم شد اما تا اجرايي شدن آن 2 سال طول کشيد.
اولين دوره انتخابات شوراها در 17 اسفند 77 در دولت خاتمي در اکثر مناطق کشور از کلانشهرها گرفته تا روستاها و دهات به‌صورت فراگير برگزار شد. اما هنوز مدتي از تشکيل آن نگذشته بود که در برخي از شهرها به ويژه در تهران همان طور که پيش از اين به آن اشاره شد از همان ابتدا به خاطر سياسي‌کاري‌هاي برخي از اعضاي تندرو سياسي وابسته به جناح به ظاهر اصلاح طلب! که فضاي کاملا تخصصي جلسات شورا را به ميدان تاخت و تاز تفکرات و مطالبات سياسي خود تبديل کرده‌ بودند به انحلال کشيده شد.در حالي که انبوهي طرح و لايحه براي بررسي و حل مشکلات عديده مردم براين اساس برنامه‌هاي سوم و چهارم توسعه کشور در دستور کار بود!. مثلا بر اساس دولت ملزم شده بود که سالانه 5 درصد از تصدي‌گري خود را در امور اجرايي کشور به شوراها واگذار کند و در برنامه چهارم توسعه قرار بود 24 مورد از وظايف دولت از جمله آموزش و پرورش به شوراها و شهرداري‌ها واگذار شود، اما متاسفانه اعضاي شوراي اول به جاي پرداختن به اين موضوعات و تدوين مکانيزم‌هاي لازم براي اجرايي شدن اين قانون مدون شده به تسويه حساب‌هاي گروهي و حزبي خود پرداختند.
اگرچه در دوره فعلي(شوراي سوم) نيزبرخي ازعناصرتندرو اصلاح‌طلب براي سياسي کردن جلسات هرازگاهي اقدام به سوء‌استفاده از تريبون آزاد شورا براي تحقق اهداف سياسي خود کردند، اما بقيه اعضا توانستند ضمن حفظ هشياري خود کنترل اوضاع را تا اندازه‌اي در دست گيرند و درصدد رفع مشکلات يا حداقل ريشه‌يابي آن‌ها برآيند ، اما متاسفانه به خاطر برخي خلاء‌هاي قانوني ديگر و زد و بندهايي که ميان برخي ازاعضاي شورا با مديران شهري و شهرداري صورت مي‌گرفت و همچنين به خاطر کافي نبودن همکاري‌ها و هماهنگي‌ها در دستگاه‌هاي اجرايي و قضايي، اين شورا نيز نتوانست انتظارات مردم را در کشور به ويژه در تهران فراهم کند. اين روزها در آستانه چهارمين انتخابات اين نهاد در عرصه مديريت کشور قرارداريم و انتظار مي‌رود تا با بهره‌گيري از تجربيات 3 دوره گذشته و نهادينه‌تر شدن آن در جامعه و مقبوليت آن نزد عامه مردم، آرمان دستيابي به شوراهايي مقتدر در عرصه مديريت نوين شهري و روستايي محقق شود. قطعا اين امر مهم ميسر نخواهد شد مگرآنکه انتخابات 24 خرداد با شور و حرارت قابل انتظارو به دوراز جوسازي‌ها و هياهوهاي سياسي برگزار شود و مردم به کساني راي دهند که صداقت و خلوص آن‌ها را درخدمت به مردم محروم احراز کرده باشند و تخصص افراد را در اولويت اول ويژه گي‌هاي لازم نامزدهاي خود قرار داده باشند.
هنر بزرگ مردم در دو انتخابات بزرگ و سرنوشت ساز پيش‌رو که مثل گذشته قابل ستودني خواهد بود و دنيا را بار ديگر انگشت به دهان خواهد کرد، تفاوت قائل شدن ميان انتخابات صرفا "تخصصي" شوراي چهارم شهرو روستا و يازدهمين دوره انتخابات صرفا "سياسي" رياست جمهوري است که متاسفانه همزمان و در يک روز برگزار خواهد شد!.
نگاهي اجمالي به فهرست نامزدهاي اين دوره از انتخابات شوراها نشان مي‌دهد که دست‌هاي کاملا آشکارجريان فتنه و جريان انحراف در تلاش هستند تا نه تنها فضاي انتخابات شوراها را به سياسي کاري‌ و جنجال‌آفريني و درگيري آلوده کنند بلکه بنا دارند تا با تغييراتي جدي درترکيب آينده شوراها به نفع خود، به جاي پرداختن به مشکلات مردم، بار ديگر صحن علني شوراها را به ميداني براي تاخت و تاز هواهاي نفساني گروهي و حزبي تبديل کنند!.
حضور بي‌سابقه عناصرشاخص و نشاندار سياسي جريان فتنه در اين فهرست که برخي از آن‌ها در حادثه فتنه 88 نقش داشته‌ و کشوررا مدت‌ها در داخل و خارج دچار چالش کرده بودند و ازسوي ديگر حضورجمع ديگري از نامزدهاي شناخته شده جريان منحرف در اين فهرست کاملا نشان مي‌دهد که اين دوجريان فتنه گر، فتنه ديگري را در سر دارند ومتاسفانه اين بار خيمه خود را در شوراي شهر برافراشته‌اند!. بديهي است دراين ميان در وهله اول از هيئت مرکزي نظارت بر انتخابات شوراها که وظيفه خطير تاييد صلاحيت نامزدها را برعهده دارند انتظار مي‌رود تا با رعايت مر قانون و رد صلاحيت کساني که صلاحيت و لياقت حضور در چنين مکان‌هايي را ندارند نقطه عطفي باشند در تاريخ شوراها و الگويي باشند براي آيندگان و در عبور از اين پيچ خطرناک و مسئوليت آفرين در برابر مردم و خدا روسفيد از آب در آيند.
مشکلات و معضلات فراروي شوراها
سابقه کوتاه شوراها در ايران بعد از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي حاکي از اين امر است که هنوز تا نهادينه شدن مديريت شورايي در سطح شهرها و روستاهايمان راه زيادي را بايد بپيماييم.
تجربه حاصل از برگزاري سه دوره گذشته شورا برخي مشکلات اين نهاد را مشخص کرده است و به نظر مي‌رسد نامزدهاي اين دوره اگر صداقت در خدمت رساني به مردم محروم کشورشان را در سر دارند (که ان شاء‌الله همين طور باشد) بايستي ضمن بررسي عملکرد شوراهاي گذشته، در تبليغات انتخاباتي که بنا دارند براي کسب اين کرسي‌ها راه بيندازند به جاي پرداختن به مسائل سياسي و رجزخواني‌هاي گروهي و حزبي مروري داشته باشند به اين تجربه‌ها ودر صدد ارائه راه‌کارهاي مناسب براي عبور از مشکلات برسرراه برآيند. چه زيبا خواهد بود اگر پوستر‌هاي تبليغاتي خود را نيز متفاوت با تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري طراحي و با به خرج دادن ابتکاراتي در اين زمينه، به جاي چاپ عکس‌هاي مختلف و به دور از شان نمايندگي مردم و رجزخواني‌هاي بي‌محتوا وشعارهاي توخالي ، پوسترهاي خود را مزين به فهرستي از طرح‌ها وبرنامه‌هاي مدون و قابل دفاع در جهات مختلف مثلا مقابله با آلودگي هوا و کاهش جدي خسارات ناشي از بلاياي طبيعي بويژه زلزله کنند و طرحي را ارائه کنند که براساس آن شهرداران ملزم به رعايت آن براي ريشه کني بافت‌هاي فرسوده در سراسر کشور شوند.
نامزدها يي که صلاحيت‌شان تاييد شده است اگر واقعا قصد خدمت به اين مردم و نسل‌هاي آينده را دارند، بايد از هم اکنون مهياي تهيه طرح و مکانيزمي باشند که ضمانت‌هاي لازم را در جهت اجرايي شدن مصوبات شوراها تامين کند تا بتوان به کمک آن برخي شهرداران و عوامل وابسته به شهرداري را که هراز گاهي با خروج از ريل قانون دست به اقداماتي مي‌زنند که باعث زحمت و افزايش آلام مردم مي‌شوند در برابر قانون به زانو درآورد.
شوراي سوم متاسفانه در ماجراي عملکرد شهرداري در حوزه نوسازي بافت‌هاي فرسوده تهران آن طور که شايسته بود نتوانست حقوق از دست رفته مردم را احيا کند و تنها به برکناري مديروقت سازمان نوسازي تهران که از بخش هاي زير مجموعه شهرداري بود بسنده کرد، متاسفانه به خاطر فقدان يک مکانيزم نظارتي فعال در شوراها اخبار برخي تخلفات شهرداري پس از وقوع تخلف به سمع و نظر شورا نشينان مي‌رسد و زماني فرياد اعتراض اعضا به آسمان بلند مي‌شود که کاراز کارگذشته و سوء‌استفاده‌ها صورت گرفته است . لذا از نامزدهاي تاييد صلاحيت شده در اين دوره از انتخابات انتظار مي‌رود که از هم اکنون به فکر تعريف برنامه‌اي بازدارنده از تخلف مسئولان و مديران شهري قبل از وقوع تخلف باشند.
يادمان باشد صدها درخت کهنسال تنومند منطقه "ازگل" تهران توسط همين شهرداريچي‌ها در طول چند سال گذشته به نام قانون در انظارعمومي مردم به تدريج از ريشه کنده شد اما زماني اعضاي شورا زبان به اعتراض گشودند که کار از کار گذشته بود. اگر چه ازمعاون حقوقي شهرداري خواسته شد که ظرف يک هفته پاسخگو باشد و معاون هم رفت تا هفته آينده گزارشي در اين مورد به شورا بياورد اما تاکنون که بيش از شش ماه از آن قول و قرار مي‌گذرد، هنوز چنين گزارشي به شورا نرسيده است!!.
آيا ماجراي هزينه هاي گزاف در احداث تونل توحيد و ماجراي تبديل بخشي از خيابان 17 شهريوربه پياده راه را که بدون کسب اجازه از شورا انجام شد مي‌توان از اذهان مردم شريف تهران پاک کرد؟!.اجراي اين گونه طرح‌ها و پروژه‌هاي کارشناسي نشده و بدون پشتوانه نه تنها باعث اتلاف مبلغ گزافي در اين رابطه شد بلکه اسباب نارضايتي و متضرر شدن بسياري از اهالي را هم فراهم کرد.
تاييد صلاحيت شده‌ها، در نظر داشته باشند که عدم اعطاي قدرت لازم از سوي دولت مرکزي به شوراها باعث مي‌شود که رفته رفته شوراها تبديل به نهادي در زيرمجموعه دولت يا محصور در تنگناهاي دولتي شوند و درنتيجه استقلال اجرايي‌شان به شدت کاهش يابد، پس نامزدها بايد در اين رابطه نيزيک فکر اساسي کنند و براي کسب چنين قدرتي محسبات لازم را انجام دهند.
و مخلص کلام: نامزدهاي تاييد صلاحيت شده متوجه باشند، اکنون که فرصت مناسبي براي فعاليت اين نهاد مردمي مهيا شده است، اگر از امکانات موجود و ظرفيت‌هاي کشور در جهت تقويت شوراها و اقتدار بخشيدن به آنها استفاده بهينه نکنيم، دچار خسراني عظيم‌تر خواهيم شد چرا که وجود شورايي منفعل در عرصه مديريتي کشور نه تنها سودي براي مردم نخواهد داشت بلکه به‌دليل موازي‌کاري‌هاي فراوان نتيجه‌اي جز هدر رفتن توان نيروها و سرمايه‌ها در بر نخواهد داشت.
در اهميت شوراي شهر اين نکته بسيار مهم را هم بايد در نظرداشته باشيم که هر کاري و هر اقدامي که در مجلس شوراي اسلامي انجام مي‌شود‏ در شکل فشرده‌تر، در شوراهاي شهرو روستا نيز جاري است.اصلاَ شورا‌هاي شهر و روستا با همين هدف مقدس تشکيل شد که وظايف و اختيارات نهاد مجلس را در شکل جمع و جورتري داشته باشد. حال از همين تهران بگير تا آخرين روستاها بر روي نوار مرزي، اکثراَ چنين شورايي را دارند.

رحيم چوخاچي زاده مقدم

ارتش و نظام سوریه درحال نبردی جهانی علیه تروریسم

سرتیپ «حسن حسن»، استاد دانشکده عالی دفاع ملی سوریه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق، تاکید کرد که رقم زدن سرنوشت «نبرد القصیر» تحول و پیشرفتی کیفی در روند نبردهای باز بین سوریه و طرف‌های خصم آن به شمار می‌آید و آنچه در قصیر اتفاق افتاد را باید موفقیتی تحسین برانگیز در تمام معنا و مفهوم آن به شمار آورد.

سرتیپ حسن حسن در ادامه افزود: موفقیت ارتش سوریه در پاکسازی بخش اعظم شهر القصیر آن هم ظرف چندین ساعت در دانش نظامی اقدام و موفقیتی بزرگ به شمار می‌آید و بیانگر هوش بالای استراتژیت‌هایی است که نقشه حمله به شهر را طراحی کرده و پیگیری لحظه به لحظه روند امور در این میدان است، چون در غیر این صورت هیچ‌گاه نمی‌توان چنین موفقیتی را محقق را کرد.

وی همچنین به بعد اخلاقی این نبرد نیز اشاره کرد و گفت: ارتش سوریه چند روز شهر را به محاصره خود درآورد و اطلاعیه‌هایی را در میان افراد مسلح پخش کرد و به آنها آموزش داد که چگونه می‌توانند، سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و خود را تسلیم نیروهای ارتش سوریه کنند. در همین راستا آموزش‌هایی نیز به اهالی شهر داد تا اینکه خود را به مناطق امن برسانند و از درگیری‌ها در امان بمانند و همه اینها توجه به اخلاق و در نظر داشتن اخلاق حرفه‌ای از سوی ارتش سوریه در تعامل با طرف مقابل به شمار می‌آید که از ابتدای عملیات نظامی همواره آن را مد نظر داشت.

این استاد دانشکده دفاع ملی سوریه ابداع و نوآوری ارتش سوریه در ارائه تاکتیک‌های نظامی جدید را تشویق و تحسین کرد که نیروهای ارتش سوریه را در نبرد القصیر به نمایش گذاشتند و یکی از این ابداع‌ها و شیوه‌های جدید جنگی تلاش برای تبدیل نقاط قوت به نقاط ضعف آنگونه که تروریست‌ها تصور می‌کنند، بود و براساس آن نیروهای ارتش سوریه تروریست‌ها را در همان مقرها و مراکز تجمعی که برای پنهان شدن خود حفر کرده بود، هدف قرار داده و ضمن منهدم کردن این مقرها و مراکز شماری زیادی از آنها کشته و زخمی کردند.

سرتیپ حسن حسن تاکید کرد که مراکز تجمع و مقرهایی که افراد مسلح در شهر القصیر برای خود ایجاد کرده بودند، همه زیر زمینی بودند و در واقع باید گفت، این مراکز تجمع و مقرها شهری در دل شهر القصیر بود و بخشی از نبردهای ارتش سوریه با افراد مسلح در زیر زمین صورت گرفت.

وی افزود: در واقع ارتش سوریه توانست اصول نبردهای سنتی و نبردهای خیابانی و نبردهای پارتیزانی را با یکدیگر درآمیزد و از آنها اصول و مبادی نبرد جدیدی به نام «نبرد تونل‌ها» را ابداع کند و این موفقیت جز با همکاری اهالی شرافتمند منطقه حاصل نمی‌شد تا به این ترتیب دروغ پردازی‌های رسانه‌های مغرض منطقه‌ای و بین المللی در استقبال اهالی مناطق و شهرهای مختلف سوریه از گروه‌های تروریستی و افراد مسلح و گشودن آغوش باز خود به روی این گروه‌ها و افراد را به اثبات برساند.

سرتیپ حسن حسن در ادامه افزود: ارتش سوریه ارتشی اعتقادی و حرفه‌ای و به عنوان ارتشی ملی عملکرد آن هیچ‌گاه مبین بر واکنش‌های آنی نبوده و غیر ممکن است، در ورطه‌ای که دشمن برای آن تدارک دیده است، گرفتار شود. ارتش سوریه ممکن نیست، در عمل وارد نبردی شود، مگر آنکه برای آن نبرد برنامه ریزی کرده باشد و روی نقشه آن را پیاده کرده باشد.

وی تاکید کرد که یکی از دلایل موفقیت ارتش سوریه را باید دقت در اطلاعاتی جمع‌اوری شده و توجه به تمام آنها حتی نکات ریز و پیش پا افتاده ملاحظه کرد، از میزان قدرت و توانمندی دشمن گرفته تا وضعیت استقرار آن در میدان، سلاح‌های مورد استفاده و راه‌های کمک‌ رسانی و امداد.

سرتیپ حسن حسن افزود: عملیات ارتش سوریه درحالی در القصیر به اجرا گذاشته شد و با چنین موفقیت چشمگیری مواجه شد که نه افکار عمومی داخلی و نه افکار عمومی بین المللی و منطقه‌ای مخالف استفاده بیش از پیش ارتش سوریه از توان و قدرت نظامی خود بود، چون تصویری که دشمنان سوریه از این جنگ ارائه داده بودند، بر پایه جنگ بین نظام سوریه با مردم خود استوار بود.

سرتیپ حسن حسن تاکید کرد: آنچه در حقیقت در سوریه در جریان است، این است که ارتش و نظام سوریه درحال نبردی جهانی علیه تروریسم هستند.

 

نگراني شديد آمريکايي‌ها

تهديد سيدحسن نصرالله درباره گشودن جبهه تازه عليه رژيم صهيونيستي در جولان، رئيس سازمان‌ سيا را با سرآسيمگي به تل‌آويو کشاند.
چند روز پيش جان برنان رئيس سازمان جاسوسي سيا در سفري ناگهاني و مخفيانه به تل‌آويو رفت. به گزارش القدس العربي به نقل از روزنامه يديعوت آحارونوت، اين سفر کاملا سري بود.
اين روزنامه به نقل از منابع آگاه اسرائيلي مي‌نويسد اين نخستين سفر رئيس‌سازمان امنيت جديد آمريکا که دو ماه است به اين سمت منصوب شده به اسرائيل است که بنا بوده قبل از هرچيز مخفي باشد اما فورا خبر آن در رسانه‌ها منتشر شده است.
وي با مقامهاي مختلف از جمله بنيامين نتانياهو نخست‌وزير، موشه يعلون وزير امنيت و ژنرال بني گانتس رئيس ستاد ارتش اسرائيل ديدار کرد.
يديعوت آحارونوت تصريح کرد: آن چه به سفر برنان سرعت داده، تهديدهاي سيدحسن نصرالله، دبيرکل حزب‌الله لبنان بود که براي انجام مقاومت مسلحانه در جبهه جولان سوريه و گشودن اين جبهه عليه اسرائيل با هدف آزاد کردن سرزمين‌هاي اشغالي جولان چراغ سبز نشان داد.
اين مساله نگراني شديد آمريکايي‌ها را به دنبال داشته است. آمريکايي‌ها در اين وضعيت از انجام هرگونه حمله نظامي به اسرائيل از سوي حزب‌الله يا هر جريان مقاومت ديگر به شدت بيمناکند و معتقدند که چنين حمله‌اي نه تنها محاسبات آنها را در منطقه از بين خواهد برد بلکه باعث خواهد شد تا کل منطقه وارد جنگي تمام عيار شود.
در اين ميان گفته مي‌شود اسرائيلي‌ها از ايالات متحده گلايه دارند که تاکنون در پايان دادن به جنگ جاري در سوريه ناتوان بوده و اين مساله باعث شده است تا صهيونيست‌ها براي امنيت خود احساس خطر کنند.
به گزارش ديپلماسي ايراني، گفته مي‌شود پرونده هسته‌اي ايران نيز از ديگر موضوعات مورد مذاکره ميان رئيس سيا با اسرائيلي‌ها بوده است وي دراين‌باره به اطلاع مقام‌هاي صهيونيستي رسانده است که نتانياهو نمي‌تواند براي پرونده هسته‌اي ايران خط قرمز تعيين کند و باراک اوباما همچنان به پيشبرد مذاکره با ايران تا رسيدن به يک راه حل ديپلماتيک در پرونده هسته‌اي‌اش پايبند است. اما منابع آگاه مي‌گويند که اسرائيلي‌ها در پاسخ به اين اظهارات برنان گفته‌اند که بهتر است واشنگتن شکست راه ديپلماتيک در مورد پرونده هسته‌اي ايران را اعلام کند و رسما بگويد که تنها با گزينه نظامي مي‌توان جلوي پيشرفت‌هاي هسته‌اي ايران را گرفت.

«قانون مهار ایران هسته ای 2013»

کمتر از چهار هفته دیگر تا برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری باقیست و همه چشم ها به این صحنه حساس دوخته شده است.
در حالی که همین روزها شورای نگهبان لیست نهایی نامزدهای عزیمت به پاستور را منتشر می کند و گروه ها و جریانات مختلف داخلی به شدت مشغول فعالیت های سیاسی آشکار و لابی های پشت پرده هستند، انتخابات ایران از مرزها نیز فراتر رفته و چشم های بین المللی نیز نظاره گر این میدان پرشور و تعیین کننده هستند. در این میان برخی دست ها نیز به کار افتاده اند تا با ابزار گوناگونی که در اختیار دارند بر این صحنه تاثیر گذاشته و نتیجه مطلوب خود را رقم بزنند.دقت در مواضع و اقدامات غرب طی روزهای اخیر به روشنی گویای میزان اشتیاق و تکاپوی آنان برای رسیدن به اهداف خاص خود در این مقطع خاص است.
بی بی سی که از مدتی قبل صفحه ویژه انتخابات ایران را در سایت خود راه اندازی کرده است، روز شنبه یک نظرسنجی را منتشر کرد. در این نظرسنجی از 30 تن از افراد با گرایش‌های مختلف – از لائیک و لیبرال و سلطنت‌طلب گرفته تا هوادار منافقین و چپ ها و ...- که البته همگی در دشمنی با جمهوری اسلامی اتفاق نظر دارند- پرسیده شده است؛ مساله اصلی رئیس‌جمهور بعدی چیست؟
«حلّ بحران اقتصادی كه تا حد زیادی به بهبود روابط ایران با غرب بستگی دارد»، «حل بحران اقتصادی ناشی از جراحی غیرحرفه‌ای آن و سیاست تنش‌‌زا با جامعه بین المللی...»، «مساله غرب و رابطه با آمریکا، هم نخستین شرط حل مساله تحریم‌ها است و هم برای حراست از منافع منطقه‌ای و رعایت حقوق کشور الزامی است»، «لازمه حل مسئله دوم (موضوع هسته ای) نیز از یک سو اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد غنی‌سازی هسته‌ای در ایران و از سوی دیگر تغییری اساسی در سیاست خارجی ایران و به خصوص ایجاد روابط دیپلماتیک با آمریکا و پایان بخشیدن به انزوای سیاسی ایران در سطح جهان خواهد بود»، اینها بخش‌هایی از نظرات به اصطلاح کارشناسان بی بی‌سی است که تقریبا در تمام‌آنها با لحن های مختلف و تعابیر متفاوت تکرار شده است. شاه بیت همه این نظرات یک تعبیر است؛ راه حل همه مشکلات ایران در گرو سازش با غرب است.
بازی بحرانی جلوه دادن اوضاع و القای خط سازش به عنوان تنها راه حل این بحران خیالی، تنها به میدان رسانه هایی همچون بنگاه خبرپراکنی انگلیس محدود نشده و اقدامات عملی و دیپلماتیک را نیز شامل می شود.
چند روز قبل، وندی شرمن، نماینده آمریکا در گروه 1+5 در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا گفت: ما به دقت انتخابات ریاست جمهوری ایران را زیر نظر داریم، سیاست آمریکا در قبال ایران تغییر رفتار است نه براندازی.
حتی اگر با خوشبینی به اظهارات معاون وزیر خارجه آمریکا نگاه کنیم و بپذریم که آمریکا به دنبال براندازی نظام جمهوی اسلامی نیست، باز هم موضوع «تغییر رفتار»، قابل تامل است.
ردپای این سیاست را می توان در تحرکات اخیر مجالس سنا و کنگره آمریکا پیدا کرد؛ تلاش گسترده و البته پر سر و صدا برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی علیه ایران در روزهای منتهی به انتخابات.
به نوشته روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل، دو مجلس سنا و نمایندگان کنگره آمریکا درصدد هستند تا دو لایحه ضد ایرانی را ارائه کنند که به طور چشمگیری تحریم‌های آمریکا علیه ایران را فراتر از بخش های مالی و انرژی گسترش می دهند و در عین حال پیشنهاد پشتیبانی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری با ایران به بهانه فعالیت های هسته ای تهران را نیز ارائه می کنند.
در این خبر آمده است که «H.R. 850» لایحه تدوین شده در مجلس نمایندگان آمریکا است که به «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا این قدرت را می دهد که هر شرکتی را که مشغول معامله با ایران باشد، تحریم کند؛ قدرتی که می تواند منجر به گسترش تحریم‌های فعلی اعمال شده علیه ایران از بخش های مالی و انرژی به بخش های تولیدی و سایر بخش هایی که نقشی کلیدی در انعطاف‌پذیری ایران دارند، شود.
بر اساس این خبر، لایحه مجلس نمایندگان آمریکا روز چهارشنبه هفته جاری در کمیته امور خارجی این مجلس به بحث گذاشته خواهد شد و این در حالیست که لایحه مشابه دیگری نیز توسط «رابرت منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنا و همچنین «جو‌منچین» سناتور دموکرات از ایالت «ویرجینای غربی» و «مارک کرک» سناتور جمهوریخواه ایالت «ایلینوی» نیز در حال ارائه است.انتظار می رود که نسخه نهایی این دو لایحه سنا و مجلس نمایندگان تدوین شود و در طول ماه های آتی به رای گذاشته شود.
تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه لایحه کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان مدعی شده است که لایحه این مجلس علاوه بر گسترش محدودیت‌های اقتصادی علیه ایران، ناقضان حقوق بشر و از جمله کسانی را که فناوری های حساس به ایران صادر می کنند را تحریم می کند.
لایحه ضد ایرانی مجلس نمایندگان رسما «قانون مهار ایران هسته ای 2013» نامیده می شود و انتظار می رود که تا اواسط ماه ژوئن سال جاری و تقریبا همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاریخ 14 ژوئن در ایران، در مجلس نمایندگان به رای گذاشته شود.
این لایحه با ارائه دستور به دولت اوباما، مدعی شده است که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران باید در فهرست سازمان های تروریستی قرار گیرد.
این لایحه همچنین از دولت اوباما می خواهد تا هر سال یک استراتژی ملی را با محور ایران طراحی کند و در این استراتژی روی قابلیت های ایران و آسیب پذیری های کلیدی آن که ممکن است آمریکا بتواند از آنها بهره برداری کند، تاکید کند تا از این طریق یک نقشه راه در زمینه چگونگی بررسی موثر تهدید ایران در اختیار دولت واشنگتن قرار بگیرد.
علاوه بر این، «Resolution 65» نیز قطعنامه طرح شده در سنا است که خواستار پشتیبانی اقتصادی و نظامی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری نظامی تل آویو با ایران شده است. این لایحه هفته آینده در سنا به رای گذاشته خواهد شد.
تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه این قطعنامه نوشته است که طرح سنا توسط منندز و «لیندسی گراهام» سناتور جمهوریخواه از ایالت کارولینای جنوبی ارائه شده است و تاکید دارد که اگر رژیم صهیونیستی مجبور به اقدام نظامی با هدف دفاع از خود به ایران شود، دولت آمریکا باید حمایت های دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی از تل آویو را تامین کند.
این دو سناتور آمریکایی مدعی شده‌اند که تصویب چنین قطعنامه ای به معنای ارسال پیامی صریح و شفاف به ایران است مبنی بر اینکه آمریکا تمام اقدامات لازم برای تضمین اینکه تهران به سلاح هسته ای دست پیدا نخواهد کرد را عملی می کند.
تصویب این قطعنامه الزام آور نیست اما حمایت 92 نفر از اعضای 100 نفری سنا را جلب کرده است.
لایحه ضد ایرانی طرح شده در مجلس نمایندگان نیز حمایت 331 نفر از قانونگذاران این مجلس یعنی بیش از سه چهارم 435 کرسی آن را داراست.
سرمنشا این سیاست های عملی و تبلیغاتی را می توان در اندیشکده های غربی یافت؛ آنجایی که اندیشکده واشنگتن به دست اندرکاران سیاسی توصیه می کند؛ «آمریکا نباید فرصت های پیش آمده در انتخابات ایران را از دست بدهد.»
براساس گزارش این موسسه، واشنگتن باید از فرصت احراز صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان و همچنین اعلام نتایج انتخابات برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده کند. به نوشته اندیشکده واشنگتن؛ آمریکا باید به مردم ایران نشان ‌دهد که هدف از فشارهای آمریکا حکومت است و نه مردم و زمانی که مسیر انتخابات روشن‌تر شد، واشنگتن می‌تواند به ارزیابی تأثیر نتیجه انتخابات بر بن‌بست هسته‌ای و مسایل مهم دیگر بپردازد.موسسه آمریکن اینتر پرایز نیز در گزارشی با اشاره به صحنه سیاسی پیش‌رو، تاکید می کند: انتخابات ایران برای غرب بسیار مهم است.
در همین راستاست که رسانه های غربی طی روزهای اخیر به شدت فعال شده و سعی در تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران داشته و از اینکه آشکارا از افراد نیز حمایت کنند ابایی ندارند.
آش حمایت از خط سازش در انتخابات چنان شور شده است که اندیشکده آمریکایی بروکینگز زنگ خطر را به صدا درآورده و می نویسد؛ اين واقعيت ناخوشايند، که ظاهراً او (یکی از نامزدهای انتخابات) در رسانه‌هاي غربي حمايت و طرفداران بيشتري از ايران دارد، يک مانع دردسرساز است.

حقانیت مواضع ایران آشکارتر شده است

موضع مقامات آمریکایی و سیاست‌های این کشور در قبال «سوریه اسد» چیست؟ این سوال، ظاهر ساده‌ای دارد ولی پاسخ آسانی ندارد و این به دلیل آن است که طی دو سال گذشته بارها شاهد نوسان در سیاست و موضع واشنگتن نسبت به دمشق بوده‌ایم.
تردیدی در این نیست که آمریکا نمی‌خواهد «اسد» بماند. اظهارات چند روز پیش اوباما در حضور رجب طیب اردوغان مبنی بر اینکه «هر طرح درباره سوریه باید متضمن کنار رفتن اسد از قدرت باشد» مانع تردید می‌شود اما در عین حال آمریکایی‌ها قادر به پاسخ به این سوال نیستند که چگونه و چه زمانی می‌توان اسد را از قدرت کنار زد. چند هفته پیش آمریکایی‌ها رسما اعلام کردند که به مخالفان مسلح بشاراسد رئیس‌جمهور سوریه، سلاح می‌دهند و برای این منظور مبالغی را در کنگره به تصویب رسانده‌اند. دو هفته پیش باراک اوباما گفت که طرح ژوئن2 را قبول دارد و برای توقف خونریزی تلاش می‌کند با این وجود رئیس‌جمهور آمریکا، چند روز پیش باردیگر از لزوم حمایت از مخالفان اسد سخن گفت. این مواضع نشان می‌دهد که آمریکا به درستی نمی‌داند با سوریه چه بکند.
آمریکا می‌خواهد اسد برکنار شود اما در عین حال در عرصه بین‌المللی با موانع متعدد مواجه است. روسیه و چین اجازه مجازات سوریه را نمی‌دهند چه رسد به برکناری اسد. این در حالی است که استفاده از ابزار سلبی شورای امنیت به همراهی روسیه و چین نیاز دارد. با این وصف صحبت کردن از منطقه حایل و یا منطقه پرواز ممنوع در سوریه عملا به جایی نمی‌رسد البته صحبت کردن از ایجاد منطقه حایل و ممنوعیت پرواز هواپیماهای ارتش سوریه برای تروریست‌های محاصره شده فایده‌ای دارد و اندکی آنها را تسکین می‌دهد. استفاده از ابزار ناتو علیه سوریه هم احتیاج به موافقت همه اعضای این سازمان دارد و حال آنکه اکثر اعضای این سازمان، مداخله در سوریه را ورود به جنگی با تبعات نامحدود و نتایج غیرقابل محاسبه ارزیابی می‌نمایند.
آمریکا در داخل سوریه نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه است. علاوه بر آنکه مردم، دولت و ارتش سوریه بعد از 25ماه دو یا چند دسته نشده‌اند و فشارها نتوانسته به آنان آسیب جدی وارد کند، در عین حال مخالفان دولت سوریه نیز از یکپارچگی و وحدت نظر برخوردار نیستند. نیروهای موسوم به ارتش آزاد که عمدتا در استانهای شمالی سوریه شامل ادلب، حلب و رقه حضور نسبی دارند. منطقه شمال بویژه حلب منطقه‌ای است که دولت در آن همواره محبوب بوده است. سنی‌‌های حلب در طول دوران حکومت حافظ و بشار همیشه رابطه گرمی با حکومت دمشق داشته‌اند. مردم استان ادلب در شمال غرب سوریه نیز به دلیل مجاورت با استان‌های لازقیه و حلب همواره به دولت دمشق اعتماد داشته‌اند. اجرای منطقه حایل یا پرواز ممنوع در چنین شرایطی امکان‌پذیر نمی‌باشد. با این وصف امکان کمک ویژه غرب به عناصر مسلح ارتش آزاد وجود ندارد. مشکل دیگر آمریکا این است که ورود کشورهای مختلف به سوریه و محور شدن نیروهای اطلاعاتی امنیتی این کشورها در سوریه سبب شکل‌گیری یک جریان اپوزیسیون عمدتا اطلاعاتی امنیتی و فاقد درک درست سیاسی شده است. معارضه سوریه بخصوص در بخش میانی سوریه یعنی در دو استان «ریف» و «دیرالزور» شکل پیمانکاری به خود گرفته است، یعنی در هر بخش یک گروه دست به اقداماتی می‌زند بدون آنکه تاثیر مثبت یا منفی این اقدام درگروه مسلح دیگر را در نظر بگیرد. هر کدام از این دسته‌ها به یک سرویس اطلاعاتی عربی یا غربی وصلند، مبلغی پول دریافت می‌کنند و به اقدامی دست می‌زنند. اقدامات گروه‌های تروریستی بخصوص در بخش میانی سوریه بیش از آنکه به حکومت دمشق آسیب وارد کند باعث استحکام بیشتر آن شده است. تروریست‌های مسلح که تا حدود یک ماه قبل بر بخش اعظم استان ریف تسلط داشتند، مقبره صحابی جلیل‌القدر و محبوب پیامبر یعنی «حجر بن عدی» را در منطقه تحت سیطره خود ویران کردند و دهها بار از این منطقه به سمت پایتخت، خمپاره پرتاب کردند که در یکی از این موارد اصابت خمپاره به دانشگاه دمشق سبب شهادت 22 دانشجو گردید. در یک اقدام دیگر تروریست‌ها در مسجدی بمب‌گذاری کردند و علامه سعید رمضان البوطی روحانی برجسته اهل سنت را به همراه 50 نمازگزار دیگر به شهادت رساندند. چنین اقداماتی بطور طبیعی به ضرر حکومت تمام نمی‌شود ولی تروریست‌ها که آموزشی جز آموزش‌های نظامی و اطلاعاتی ندیده‌اند از درک پیامدهای اقدامات کور امنیتی عاجزند و لذا می‌‌توان گفت هرچند غرب و بعضی از کشورهای عرب و غیرعرب منطقه هزینه‌های هنگفت و سخاوتمندانه‌ای علیه سوریه کرده‌اند ولی به هدف نرسیده‌اند. دقیقا به همین دلیل بود که چند روز پیش وزارت خارجه آمریکا «محمد الجولانی» سرکرده تروریست‌های النصره را در لیست تروریست‌ها قرار داد.
آمریکایی‌ها 25 ماه پس از آغاز مسائل اخیر در سوریه، در روی زمین سوریه به چیزی دست نیافته‌اند. حزب‌الله لبنان که یکی از اهداف محاصره امنیتی سوریه بوده، اینک با اقتدار بیشتری در صحنه حضور دارد و ایران با صراحت لهجه بیشتری از مردم و دولت سوریه حمایت می‌کند. امروز 25 ماه پس از شروع اقدامات تروریستی علیه اسد، آمریکا نگران سرریز شدن این جریان به کشورهای متبوع خود است. تردیدی نیست که نزدیک به یک سوم از عوامل تروریستی که علیه دمشق فعالیت می‌کنند، خارجی می‌باشند. این نیروها به زودی به کشورهای خود بازمی‌گردند. آیا نیروهایی که با دریافت مبالغ هنگفتی به یک شبکه تروریستی پیوسته‌اند تمایلی به در پیش گرفتن یک زندگی معمولی را دارند؟ بعضی از خبرها بیانگر آن است که دولت‌های عربستان، پاکستان، تونس و لیبی بشدت نگران پایان قصه سوریه‌اند. گفته می‌شود از هرکدام از این 4 کشور چند هزار نفر در شبکه‌های تروریستی فعالیت دارند در این میان تاکنون دست‌کم 300 پاکستانی در جریان حملات ارتش سوریه کشته شده‌اند و دولت پاکستان بی‌سر و صدا از کنار آن گذشته و در واقع حساب خود را از تروریست‌های اعزام شده جدا کرده است.
یک گزارش بیانگر آن است که آمریکایی‌ها نگران بازگشت تروریست‌های پاکستانی به پاکستان هستند و آثار آن را تقویت موضع تهاجمی طالبان علیه غرب می‌دانند. همین نگرانی را مقامات عربستان سعودی هم دارند و از این رو وزارت خارجه عربستان اخیرا تماس‌هایی را با مقامات ترکیه و قطر برقرار نموده و نگرانی خود را از تمام شدن پرونده سوریه در یک روند نظامی- امنیتی ابراز کرده و حل و فصل مسئله در مناسبات و چارچوب‌های سیاسی را به منظور مهار قدرت شبه‌نظامیان ضروری دانسته است. کاملا واضح است که اگر تروریست‌ها بتوانند با استفاده از موشک و بمب «تغییر در سوریه» را تحقق ببخشند، در کشور خود نیز به محض مواجه شدن با یک مانع حکومتی به درگیری نظامی- امنیتی متوسل می‌شوند و آن موقع کار از دست حکومت‌ها خارج می‌شود.
آمریکا به این دلایل، برای برون‌رفت از «بحران سوریه» راه‌حل ندارد، آمریکا روی شبکه‌های تروریستی احاطه کافی ندارد و هرچند با واسطه ترکیه سلاح‌های زیادی را در اختیار تروریست‌ها قرار داده اما نتوانسته است با اجزاء و دسته‌های تروریستی رابطه آمر و مامور برقرار نماید. از سوی دیگر دستگاه‌های امنیتی سعودی و قطر ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند چنین روندی را به نفع آمریکا مدیریت نمایند از این رو در روزهای گذشته فاش شد که تعداد زیادی از عناصر برجسته و کارکشته موساد در ترکیه دیده شده‌اند. ضعف آمریکا در مدیریت تروریسم ضد سوری سبب اعتراض همراهان آن هم شده است. انگلیس، فرانسه و آلمان طی هفته‌های اخیر نارضایتی خود را در قالب اظهارنظرهای مخالف اظهارات مقامات آمریکایی بروز داده‌اند. بحران سوریه می‌تواند به یک بحران معکوس در اروپا تبدیل شود. کم نیستند کشورهایی در اروپا که پایان بحران سوریه را به سبب شرکت داشتن برخی از شهروندان آنان در شبکه‌های تروریستی آغاز بحران تروریستی در غرب ارزیابی کرده‌اند.
به موازات شکست برنامه اطلاعاتی و نظامی غرب در سوریه، جبهه مقاومت به وضعیت مناسب‌تری رسیده است. با تشدید حملات تروریستی علیه مردم و شخصیت‌های سوری، حقانیت مواضع ایران آشکارتر شده است. اگر تا سال پیش ایران برای توضیح حمایت خود برای مردم عرب مشکل داشت و این سبب فاصله گرفتن بعضی از دوست‌های سنتی از ایران می‌شد امروز همان دوستان بر حقانیت مواضع ایران تاکید می‌نمایند. امروز بر همه آشکار شده است که جبهه مقاومت در سوریه از مردم سوریه و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی آن دفاع می‌کند. این مسئله راه پیشرفت جبهه مقاومت در مناطق آلوده به عوامل تروریستی سوریه را به قصد پاکسازی و بازسازی سوریه هموارتر می‌کند. ارتش سوریه طی یک ماه و نیم گذشته پیشرفت‌های مهمی داشته و توانسته است بخش زیادی از مناطق آلوده را پاکسازی کرده و تروریست‌ها را در مناطق مختلف در استان‌های ادلب، حلب، دیر الزور و ریف به محاصره درآورده و جریان سلاح به سمت بخش اعظم آنان را قطع نماید.
سعدالله زارعی

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

ادامه نوشته

یا زهرا  إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ