«قانون مهار ایران هسته ای 2013»

کمتر از چهار هفته دیگر تا برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری باقیست و همه چشم ها به این صحنه حساس دوخته شده است.
در حالی که همین روزها شورای نگهبان لیست نهایی نامزدهای عزیمت به پاستور را منتشر می کند و گروه ها و جریانات مختلف داخلی به شدت مشغول فعالیت های سیاسی آشکار و لابی های پشت پرده هستند، انتخابات ایران از مرزها نیز فراتر رفته و چشم های بین المللی نیز نظاره گر این میدان پرشور و تعیین کننده هستند. در این میان برخی دست ها نیز به کار افتاده اند تا با ابزار گوناگونی که در اختیار دارند بر این صحنه تاثیر گذاشته و نتیجه مطلوب خود را رقم بزنند.دقت در مواضع و اقدامات غرب طی روزهای اخیر به روشنی گویای میزان اشتیاق و تکاپوی آنان برای رسیدن به اهداف خاص خود در این مقطع خاص است.
بی بی سی که از مدتی قبل صفحه ویژه انتخابات ایران را در سایت خود راه اندازی کرده است، روز شنبه یک نظرسنجی را منتشر کرد. در این نظرسنجی از 30 تن از افراد با گرایش‌های مختلف – از لائیک و لیبرال و سلطنت‌طلب گرفته تا هوادار منافقین و چپ ها و ...- که البته همگی در دشمنی با جمهوری اسلامی اتفاق نظر دارند- پرسیده شده است؛ مساله اصلی رئیس‌جمهور بعدی چیست؟
«حلّ بحران اقتصادی كه تا حد زیادی به بهبود روابط ایران با غرب بستگی دارد»، «حل بحران اقتصادی ناشی از جراحی غیرحرفه‌ای آن و سیاست تنش‌‌زا با جامعه بین المللی...»، «مساله غرب و رابطه با آمریکا، هم نخستین شرط حل مساله تحریم‌ها است و هم برای حراست از منافع منطقه‌ای و رعایت حقوق کشور الزامی است»، «لازمه حل مسئله دوم (موضوع هسته ای) نیز از یک سو اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد غنی‌سازی هسته‌ای در ایران و از سوی دیگر تغییری اساسی در سیاست خارجی ایران و به خصوص ایجاد روابط دیپلماتیک با آمریکا و پایان بخشیدن به انزوای سیاسی ایران در سطح جهان خواهد بود»، اینها بخش‌هایی از نظرات به اصطلاح کارشناسان بی بی‌سی است که تقریبا در تمام‌آنها با لحن های مختلف و تعابیر متفاوت تکرار شده است. شاه بیت همه این نظرات یک تعبیر است؛ راه حل همه مشکلات ایران در گرو سازش با غرب است.
بازی بحرانی جلوه دادن اوضاع و القای خط سازش به عنوان تنها راه حل این بحران خیالی، تنها به میدان رسانه هایی همچون بنگاه خبرپراکنی انگلیس محدود نشده و اقدامات عملی و دیپلماتیک را نیز شامل می شود.
چند روز قبل، وندی شرمن، نماینده آمریکا در گروه 1+5 در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا گفت: ما به دقت انتخابات ریاست جمهوری ایران را زیر نظر داریم، سیاست آمریکا در قبال ایران تغییر رفتار است نه براندازی.
حتی اگر با خوشبینی به اظهارات معاون وزیر خارجه آمریکا نگاه کنیم و بپذریم که آمریکا به دنبال براندازی نظام جمهوی اسلامی نیست، باز هم موضوع «تغییر رفتار»، قابل تامل است.
ردپای این سیاست را می توان در تحرکات اخیر مجالس سنا و کنگره آمریکا پیدا کرد؛ تلاش گسترده و البته پر سر و صدا برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی علیه ایران در روزهای منتهی به انتخابات.
به نوشته روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل، دو مجلس سنا و نمایندگان کنگره آمریکا درصدد هستند تا دو لایحه ضد ایرانی را ارائه کنند که به طور چشمگیری تحریم‌های آمریکا علیه ایران را فراتر از بخش های مالی و انرژی گسترش می دهند و در عین حال پیشنهاد پشتیبانی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری با ایران به بهانه فعالیت های هسته ای تهران را نیز ارائه می کنند.
در این خبر آمده است که «H.R. 850» لایحه تدوین شده در مجلس نمایندگان آمریکا است که به «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا این قدرت را می دهد که هر شرکتی را که مشغول معامله با ایران باشد، تحریم کند؛ قدرتی که می تواند منجر به گسترش تحریم‌های فعلی اعمال شده علیه ایران از بخش های مالی و انرژی به بخش های تولیدی و سایر بخش هایی که نقشی کلیدی در انعطاف‌پذیری ایران دارند، شود.
بر اساس این خبر، لایحه مجلس نمایندگان آمریکا روز چهارشنبه هفته جاری در کمیته امور خارجی این مجلس به بحث گذاشته خواهد شد و این در حالیست که لایحه مشابه دیگری نیز توسط «رابرت منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنا و همچنین «جو‌منچین» سناتور دموکرات از ایالت «ویرجینای غربی» و «مارک کرک» سناتور جمهوریخواه ایالت «ایلینوی» نیز در حال ارائه است.انتظار می رود که نسخه نهایی این دو لایحه سنا و مجلس نمایندگان تدوین شود و در طول ماه های آتی به رای گذاشته شود.
تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه لایحه کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان مدعی شده است که لایحه این مجلس علاوه بر گسترش محدودیت‌های اقتصادی علیه ایران، ناقضان حقوق بشر و از جمله کسانی را که فناوری های حساس به ایران صادر می کنند را تحریم می کند.
لایحه ضد ایرانی مجلس نمایندگان رسما «قانون مهار ایران هسته ای 2013» نامیده می شود و انتظار می رود که تا اواسط ماه ژوئن سال جاری و تقریبا همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاریخ 14 ژوئن در ایران، در مجلس نمایندگان به رای گذاشته شود.
این لایحه با ارائه دستور به دولت اوباما، مدعی شده است که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران باید در فهرست سازمان های تروریستی قرار گیرد.
این لایحه همچنین از دولت اوباما می خواهد تا هر سال یک استراتژی ملی را با محور ایران طراحی کند و در این استراتژی روی قابلیت های ایران و آسیب پذیری های کلیدی آن که ممکن است آمریکا بتواند از آنها بهره برداری کند، تاکید کند تا از این طریق یک نقشه راه در زمینه چگونگی بررسی موثر تهدید ایران در اختیار دولت واشنگتن قرار بگیرد.
علاوه بر این، «Resolution 65» نیز قطعنامه طرح شده در سنا است که خواستار پشتیبانی اقتصادی و نظامی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری نظامی تل آویو با ایران شده است. این لایحه هفته آینده در سنا به رای گذاشته خواهد شد.
تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه این قطعنامه نوشته است که طرح سنا توسط منندز و «لیندسی گراهام» سناتور جمهوریخواه از ایالت کارولینای جنوبی ارائه شده است و تاکید دارد که اگر رژیم صهیونیستی مجبور به اقدام نظامی با هدف دفاع از خود به ایران شود، دولت آمریکا باید حمایت های دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی از تل آویو را تامین کند.
این دو سناتور آمریکایی مدعی شده‌اند که تصویب چنین قطعنامه ای به معنای ارسال پیامی صریح و شفاف به ایران است مبنی بر اینکه آمریکا تمام اقدامات لازم برای تضمین اینکه تهران به سلاح هسته ای دست پیدا نخواهد کرد را عملی می کند.
تصویب این قطعنامه الزام آور نیست اما حمایت 92 نفر از اعضای 100 نفری سنا را جلب کرده است.
لایحه ضد ایرانی طرح شده در مجلس نمایندگان نیز حمایت 331 نفر از قانونگذاران این مجلس یعنی بیش از سه چهارم 435 کرسی آن را داراست.
سرمنشا این سیاست های عملی و تبلیغاتی را می توان در اندیشکده های غربی یافت؛ آنجایی که اندیشکده واشنگتن به دست اندرکاران سیاسی توصیه می کند؛ «آمریکا نباید فرصت های پیش آمده در انتخابات ایران را از دست بدهد.»
براساس گزارش این موسسه، واشنگتن باید از فرصت احراز صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان و همچنین اعلام نتایج انتخابات برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده کند. به نوشته اندیشکده واشنگتن؛ آمریکا باید به مردم ایران نشان ‌دهد که هدف از فشارهای آمریکا حکومت است و نه مردم و زمانی که مسیر انتخابات روشن‌تر شد، واشنگتن می‌تواند به ارزیابی تأثیر نتیجه انتخابات بر بن‌بست هسته‌ای و مسایل مهم دیگر بپردازد.موسسه آمریکن اینتر پرایز نیز در گزارشی با اشاره به صحنه سیاسی پیش‌رو، تاکید می کند: انتخابات ایران برای غرب بسیار مهم است.
در همین راستاست که رسانه های غربی طی روزهای اخیر به شدت فعال شده و سعی در تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران داشته و از اینکه آشکارا از افراد نیز حمایت کنند ابایی ندارند.
آش حمایت از خط سازش در انتخابات چنان شور شده است که اندیشکده آمریکایی بروکینگز زنگ خطر را به صدا درآورده و می نویسد؛ اين واقعيت ناخوشايند، که ظاهراً او (یکی از نامزدهای انتخابات) در رسانه‌هاي غربي حمايت و طرفداران بيشتري از ايران دارد، يک مانع دردسرساز است.

حقانیت مواضع ایران آشکارتر شده است

موضع مقامات آمریکایی و سیاست‌های این کشور در قبال «سوریه اسد» چیست؟ این سوال، ظاهر ساده‌ای دارد ولی پاسخ آسانی ندارد و این به دلیل آن است که طی دو سال گذشته بارها شاهد نوسان در سیاست و موضع واشنگتن نسبت به دمشق بوده‌ایم.
تردیدی در این نیست که آمریکا نمی‌خواهد «اسد» بماند. اظهارات چند روز پیش اوباما در حضور رجب طیب اردوغان مبنی بر اینکه «هر طرح درباره سوریه باید متضمن کنار رفتن اسد از قدرت باشد» مانع تردید می‌شود اما در عین حال آمریکایی‌ها قادر به پاسخ به این سوال نیستند که چگونه و چه زمانی می‌توان اسد را از قدرت کنار زد. چند هفته پیش آمریکایی‌ها رسما اعلام کردند که به مخالفان مسلح بشاراسد رئیس‌جمهور سوریه، سلاح می‌دهند و برای این منظور مبالغی را در کنگره به تصویب رسانده‌اند. دو هفته پیش باراک اوباما گفت که طرح ژوئن2 را قبول دارد و برای توقف خونریزی تلاش می‌کند با این وجود رئیس‌جمهور آمریکا، چند روز پیش باردیگر از لزوم حمایت از مخالفان اسد سخن گفت. این مواضع نشان می‌دهد که آمریکا به درستی نمی‌داند با سوریه چه بکند.
آمریکا می‌خواهد اسد برکنار شود اما در عین حال در عرصه بین‌المللی با موانع متعدد مواجه است. روسیه و چین اجازه مجازات سوریه را نمی‌دهند چه رسد به برکناری اسد. این در حالی است که استفاده از ابزار سلبی شورای امنیت به همراهی روسیه و چین نیاز دارد. با این وصف صحبت کردن از منطقه حایل و یا منطقه پرواز ممنوع در سوریه عملا به جایی نمی‌رسد البته صحبت کردن از ایجاد منطقه حایل و ممنوعیت پرواز هواپیماهای ارتش سوریه برای تروریست‌های محاصره شده فایده‌ای دارد و اندکی آنها را تسکین می‌دهد. استفاده از ابزار ناتو علیه سوریه هم احتیاج به موافقت همه اعضای این سازمان دارد و حال آنکه اکثر اعضای این سازمان، مداخله در سوریه را ورود به جنگی با تبعات نامحدود و نتایج غیرقابل محاسبه ارزیابی می‌نمایند.
آمریکا در داخل سوریه نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه است. علاوه بر آنکه مردم، دولت و ارتش سوریه بعد از 25ماه دو یا چند دسته نشده‌اند و فشارها نتوانسته به آنان آسیب جدی وارد کند، در عین حال مخالفان دولت سوریه نیز از یکپارچگی و وحدت نظر برخوردار نیستند. نیروهای موسوم به ارتش آزاد که عمدتا در استانهای شمالی سوریه شامل ادلب، حلب و رقه حضور نسبی دارند. منطقه شمال بویژه حلب منطقه‌ای است که دولت در آن همواره محبوب بوده است. سنی‌‌های حلب در طول دوران حکومت حافظ و بشار همیشه رابطه گرمی با حکومت دمشق داشته‌اند. مردم استان ادلب در شمال غرب سوریه نیز به دلیل مجاورت با استان‌های لازقیه و حلب همواره به دولت دمشق اعتماد داشته‌اند. اجرای منطقه حایل یا پرواز ممنوع در چنین شرایطی امکان‌پذیر نمی‌باشد. با این وصف امکان کمک ویژه غرب به عناصر مسلح ارتش آزاد وجود ندارد. مشکل دیگر آمریکا این است که ورود کشورهای مختلف به سوریه و محور شدن نیروهای اطلاعاتی امنیتی این کشورها در سوریه سبب شکل‌گیری یک جریان اپوزیسیون عمدتا اطلاعاتی امنیتی و فاقد درک درست سیاسی شده است. معارضه سوریه بخصوص در بخش میانی سوریه یعنی در دو استان «ریف» و «دیرالزور» شکل پیمانکاری به خود گرفته است، یعنی در هر بخش یک گروه دست به اقداماتی می‌زند بدون آنکه تاثیر مثبت یا منفی این اقدام درگروه مسلح دیگر را در نظر بگیرد. هر کدام از این دسته‌ها به یک سرویس اطلاعاتی عربی یا غربی وصلند، مبلغی پول دریافت می‌کنند و به اقدامی دست می‌زنند. اقدامات گروه‌های تروریستی بخصوص در بخش میانی سوریه بیش از آنکه به حکومت دمشق آسیب وارد کند باعث استحکام بیشتر آن شده است. تروریست‌های مسلح که تا حدود یک ماه قبل بر بخش اعظم استان ریف تسلط داشتند، مقبره صحابی جلیل‌القدر و محبوب پیامبر یعنی «حجر بن عدی» را در منطقه تحت سیطره خود ویران کردند و دهها بار از این منطقه به سمت پایتخت، خمپاره پرتاب کردند که در یکی از این موارد اصابت خمپاره به دانشگاه دمشق سبب شهادت 22 دانشجو گردید. در یک اقدام دیگر تروریست‌ها در مسجدی بمب‌گذاری کردند و علامه سعید رمضان البوطی روحانی برجسته اهل سنت را به همراه 50 نمازگزار دیگر به شهادت رساندند. چنین اقداماتی بطور طبیعی به ضرر حکومت تمام نمی‌شود ولی تروریست‌ها که آموزشی جز آموزش‌های نظامی و اطلاعاتی ندیده‌اند از درک پیامدهای اقدامات کور امنیتی عاجزند و لذا می‌‌توان گفت هرچند غرب و بعضی از کشورهای عرب و غیرعرب منطقه هزینه‌های هنگفت و سخاوتمندانه‌ای علیه سوریه کرده‌اند ولی به هدف نرسیده‌اند. دقیقا به همین دلیل بود که چند روز پیش وزارت خارجه آمریکا «محمد الجولانی» سرکرده تروریست‌های النصره را در لیست تروریست‌ها قرار داد.
آمریکایی‌ها 25 ماه پس از آغاز مسائل اخیر در سوریه، در روی زمین سوریه به چیزی دست نیافته‌اند. حزب‌الله لبنان که یکی از اهداف محاصره امنیتی سوریه بوده، اینک با اقتدار بیشتری در صحنه حضور دارد و ایران با صراحت لهجه بیشتری از مردم و دولت سوریه حمایت می‌کند. امروز 25 ماه پس از شروع اقدامات تروریستی علیه اسد، آمریکا نگران سرریز شدن این جریان به کشورهای متبوع خود است. تردیدی نیست که نزدیک به یک سوم از عوامل تروریستی که علیه دمشق فعالیت می‌کنند، خارجی می‌باشند. این نیروها به زودی به کشورهای خود بازمی‌گردند. آیا نیروهایی که با دریافت مبالغ هنگفتی به یک شبکه تروریستی پیوسته‌اند تمایلی به در پیش گرفتن یک زندگی معمولی را دارند؟ بعضی از خبرها بیانگر آن است که دولت‌های عربستان، پاکستان، تونس و لیبی بشدت نگران پایان قصه سوریه‌اند. گفته می‌شود از هرکدام از این 4 کشور چند هزار نفر در شبکه‌های تروریستی فعالیت دارند در این میان تاکنون دست‌کم 300 پاکستانی در جریان حملات ارتش سوریه کشته شده‌اند و دولت پاکستان بی‌سر و صدا از کنار آن گذشته و در واقع حساب خود را از تروریست‌های اعزام شده جدا کرده است.
یک گزارش بیانگر آن است که آمریکایی‌ها نگران بازگشت تروریست‌های پاکستانی به پاکستان هستند و آثار آن را تقویت موضع تهاجمی طالبان علیه غرب می‌دانند. همین نگرانی را مقامات عربستان سعودی هم دارند و از این رو وزارت خارجه عربستان اخیرا تماس‌هایی را با مقامات ترکیه و قطر برقرار نموده و نگرانی خود را از تمام شدن پرونده سوریه در یک روند نظامی- امنیتی ابراز کرده و حل و فصل مسئله در مناسبات و چارچوب‌های سیاسی را به منظور مهار قدرت شبه‌نظامیان ضروری دانسته است. کاملا واضح است که اگر تروریست‌ها بتوانند با استفاده از موشک و بمب «تغییر در سوریه» را تحقق ببخشند، در کشور خود نیز به محض مواجه شدن با یک مانع حکومتی به درگیری نظامی- امنیتی متوسل می‌شوند و آن موقع کار از دست حکومت‌ها خارج می‌شود.
آمریکا به این دلایل، برای برون‌رفت از «بحران سوریه» راه‌حل ندارد، آمریکا روی شبکه‌های تروریستی احاطه کافی ندارد و هرچند با واسطه ترکیه سلاح‌های زیادی را در اختیار تروریست‌ها قرار داده اما نتوانسته است با اجزاء و دسته‌های تروریستی رابطه آمر و مامور برقرار نماید. از سوی دیگر دستگاه‌های امنیتی سعودی و قطر ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند چنین روندی را به نفع آمریکا مدیریت نمایند از این رو در روزهای گذشته فاش شد که تعداد زیادی از عناصر برجسته و کارکشته موساد در ترکیه دیده شده‌اند. ضعف آمریکا در مدیریت تروریسم ضد سوری سبب اعتراض همراهان آن هم شده است. انگلیس، فرانسه و آلمان طی هفته‌های اخیر نارضایتی خود را در قالب اظهارنظرهای مخالف اظهارات مقامات آمریکایی بروز داده‌اند. بحران سوریه می‌تواند به یک بحران معکوس در اروپا تبدیل شود. کم نیستند کشورهایی در اروپا که پایان بحران سوریه را به سبب شرکت داشتن برخی از شهروندان آنان در شبکه‌های تروریستی آغاز بحران تروریستی در غرب ارزیابی کرده‌اند.
به موازات شکست برنامه اطلاعاتی و نظامی غرب در سوریه، جبهه مقاومت به وضعیت مناسب‌تری رسیده است. با تشدید حملات تروریستی علیه مردم و شخصیت‌های سوری، حقانیت مواضع ایران آشکارتر شده است. اگر تا سال پیش ایران برای توضیح حمایت خود برای مردم عرب مشکل داشت و این سبب فاصله گرفتن بعضی از دوست‌های سنتی از ایران می‌شد امروز همان دوستان بر حقانیت مواضع ایران تاکید می‌نمایند. امروز بر همه آشکار شده است که جبهه مقاومت در سوریه از مردم سوریه و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی آن دفاع می‌کند. این مسئله راه پیشرفت جبهه مقاومت در مناطق آلوده به عوامل تروریستی سوریه را به قصد پاکسازی و بازسازی سوریه هموارتر می‌کند. ارتش سوریه طی یک ماه و نیم گذشته پیشرفت‌های مهمی داشته و توانسته است بخش زیادی از مناطق آلوده را پاکسازی کرده و تروریست‌ها را در مناطق مختلف در استان‌های ادلب، حلب، دیر الزور و ریف به محاصره درآورده و جریان سلاح به سمت بخش اعظم آنان را قطع نماید.
سعدالله زارعی

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

ادامه نوشته

یا زهرا  إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

عکس لحظه وصال معشوق

عکس : دست مان را به دست شهدا و رزمندگان بدهیم

اطاعت از خامنه ای واجب است

 

چونکه امام عاشقان غایب است

اطاعت از خامنه ای واجب است

نذرگل نرگس صلواتی بفرست

 

گفتم که خدامراحیاتی بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمودکه بازمزمه ی یامهدی

نذرگل نرگس صلواتی بفرست

روزقدس

روز قدس

ادامه نوشته

نخواهیم گذاشت فرزندانمان در کتاب تاریخ خود بخوانند : " خامنه ای تنها ماند . . . "

 

 

دشمنان بدانند

اگر از سرهایمان کوهها بسازند نخواهیم گذاشت فرزندانمان در کتاب تاریخ خود بخوانند :

" خامنه ای تنها ماند . . . "